خواب شیرین کودکانه...

منوي اصلي

آرشيو مطالب

لينکستان

ساعت

امکانات

ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 18
بازدید دیروز : 12
بازدید هفته : 82
بازدید ماه : 196
بازدید کل : 31704
تعداد مطالب : 30
تعداد نظرات : 109
تعداد آنلاین : 1


دیوانه تراز...

کمی دورتر بایست لطفا!

من دیوانه تر از آنم

که بی هوا

دراغوشت نگیرم...

 

وقتی باران بی بهانه می بارد وقتی تو کنارم نیستی وقتی حتی جاده ها هم بوی انتظار می دهند

 

وقتی غریبانه ب تو می اندیشم وقتی صادقانه برای دیدارت اشک می ریزم میان دلتنگی ها فریاد میزنم: ب یادتم...


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

گیسوان مواج

 

روسری ات را ک باز کردی..

موج گیسوانت را ک دیدم ترسیدم غرق شوم!

چشمانم را بستم...

وقتی چشمانم راروی هم می گذارم خواب مرا نمیبرد

تورا می آورد..

ازمیان فرسنگ ها فاصله.....

 


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: دو شنبه 8 خرداد 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

رقص باران

درآغوشم که میگیری حواس فصلهاپرت میشود
درکویرتنت جوانه میزند
...


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: شنبه 6 خرداد 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

شال پشمی


 

فصل ک رخت عوض می کند

دوباره عاشقت می شوم

گیرم زمستان باشد و من

روی پیاده روی یخزده راه بروم

عشق تو همین شال پشمی است

ک نفسم را گرم نگه می دارد... 


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: پنج شنبه 4 خرداد 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

you came...

 

you came into my life

and made it a wonderful world to live in.

you made me feel so special with all that you do

and all that you say...

i love you...


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: پنج شنبه 4 خرداد 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

خنده های ساده تو...

 

عشق همین خنده های ساده توست..

وقتی با تمام غصه هایت می خندی

تا از تمام غصه هایم رها شوم...


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: پنج شنبه 4 خرداد 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

دیوانگی

 

گهگاهی از اعماق وجودم فریاد می زنم..

آنگاه درسکوت می خندم...

وسپس بر حال خود گریه می کنم!!

آیا سزای دوری تو دیوانگیست؟؟


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: چهار شنبه 3 خرداد 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

خدا درآغوش من است..

آدم من ميشوي؟
براى حوابودن توراكم دارم
نترس!
خدا درآغوش من است
گناه من دوست داشتن توست
چه عذابي بالاترازبودن درآغوش يكديگردرجهنم زندگى
!

 


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: دو شنبه 14 فروردين 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

بدون چتر

 

باران کـه میبـارد...... دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود.....
 راه می افـتم ... بـدون ِ چـتـر ..
من بـغض می کنـم ....آسمـان گـریـه ...

 

 


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: دو شنبه 14 فروردين 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

حق...

آنكه دوستش داريم همه گونه حقی برمادارد حتی حق اينكه دوستمان نداشته باشد!

نويسنده: shadi تاريخ: شنبه 12 فروردين 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

هرشب

 

 
تو را گم می کنم؛هر روز وپيدا ميکنم هرشب/
بدين سان خوابها را با تو زيبا ميکنم هر شب/
مرا يك شب تحمل كن كه تا باور كنی جانا/
چگونه با غرور خود مدارا می كنم هر شب/
تمام سايه را می كشم در روزن مهتاب/حضورم را ز چشم خلق حاشا می کنم هر شب/
دلم فرياد می خواهد در گوشه ای تنها/
چه بی آزار با ديوار نجوا می كنم هر شب/
كجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی/
که اين واژه را تا صبح معنا می كنم هر شب!!!!
             

 

نويسنده: shadi تاريخ: چهار شنبه 9 فروردين 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

انتظارتلخ

در نگاهم خيره شدي/كمي بغض در چشمانت پيدا بود/اما تو... گفتي ديگر بس است اين زندگي/ديگر خسته بودي/از من و با من بودن/از تمام نگاه هايم/ديگر از من دل بريده بودي/نميتوانستم باور كنم/بي تكيه گاهي را- نبودن آن دستان پر مهرو محبت را- نبودن آن چشمان زيبا را/ نميدانستم نبودنت را، چه چيز را بايد باور كنم/از دست دادن عشق را! از دست دادن كسي كه عمري عاشقانه مثل بت ميپرستيدمش/يا از دست دادن ي زندگي مشترك را/فقط ميدانستم من شكسته شدم،باختم،در زندگي، در رويا_ديگر اميدي نيست_ دستانم تنهاست/جسمم بي تكيه گاه است/اما چگونه باور كنم؟مرگم را/بي تو بودن را/چگونه باور كنم رفتن بي بهانه ات را؟ چگونه باور كنم جدايي را؟آن انتظار تلخ را؟

 

نويسنده: shadi تاريخ: دو شنبه 7 فروردين 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

شوق دیدن تو

به شوق ديدن تو سربالايي را در مي نوردم، هوا مه آلود و نفس گير است. و قطرات بخار آب را بجاي هوا در خود فرو ميبرم، شبنم بخار بر صورتم نشسته. به بلندي رسيدم! روبرو دره اي سر سبز با بويي مست كننده كه تمام كوه رافرا گرفته.
 ..اثري از تو نيست.
 ابر مه آلود قله را گرفته و باران مي آيد. نه سر پناهي و نه گريزگاهي.
کاش فقط تورا ميديدم تا توان برگشت را مي يافتم.
 رعد آسمان نيمه تاريك را روشن كرد.
و تو در آن سون تپه پديدار شدي،
 اما پلي نيست تا مرا به تو برساند.
 باز هم غنيمت است. همين ديدار كافي ست تا من دوام بياورم...

 

                                                         

نويسنده: shadi تاريخ: دو شنبه 7 فروردين 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

گریه های بی صدا

 

همه مرابه خنده های باصدامی شناسند

واين بالش بيچاره

به گريه های بی صدا.....

نويسنده: shadi تاريخ: دو شنبه 7 فروردين 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

روزی...؟


بگذار سایه من سرگردان از سایه تو جدا باشد!

روزی به هم میرسیم

ک گر باشد بین ما

نه جز خدا باشد...

نويسنده: shadi تاريخ: جمعه 4 فروردين 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

اصطکاک سایه هایمان

 

چقدر کم توقع شده ام

نه آغوشت را میخواهم..

نه یک بوسه..

وحتی نه دیگر بودنت را !

همینکه بیایی و از کنارم رد شوی کافیست...

مرا به آرامش می رساند

حتی اصطحکاک سایه هایمان.........        

نويسنده: shadi تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

شکوه پیدایش تو

 

کاش می دانستم

که چرا غنچه به لبخند تو دل می بازد

وچرا؟

اوج زیبایی مهتاب مرا

یاد چشمان تو می اندازد

محض دیدار تو صبح همچو یک اسب سپید

از پس شام سیاه

با عبور از همه فاصله ها می تازد

هرچه در ذهن زمان می گذرد

ماجراییست ک هرلحظه ی آن

از برای من و تو

قصه عشق دگر می سازد

کاش می دانستم

کاش می دانستم

وقت پیدایش تو

چه شکوهی برخاست

"که خدا هم به چنین حادثه ای می نازد"

 

نويسنده: shadi تاريخ: شنبه 27 اسفند 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

ماهی وآب

 

اینجا در قلب من حد و مرزی

برای حضور تو نیست

به من نگو که چگونه بی تو

زیستن را تمرین کنم

مگر ماهی بیرون از آب

می تواند نفس بکشد؟؟؟

مگر می شود هوا را از

زندگیم برداری و من

زنده بمانم؟؟؟

بگو معنی تمرین چیست؟؟؟

بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟

بریدن از خودم را؟؟؟


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: پنج شنبه 25 اسفند 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

مهمان ناخوانده

 

آمدنت را خوب یادم نیست..

بی صدا آمدی بی آنکه من بدانم..

و بی اجازه ماندی بی آنکه من بخواهم..

اما اکنون با ذره ذره وجودم ماندنت را تمنا می کنم

ای مهمان ناخوانده!

درقلبم بمان

ک ماندنت را سخت دوست دارم!!

 

نويسنده: shadi تاريخ: چهار شنبه 24 اسفند 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

آیین عشق

 

کوچک باش وعاشق...

که عشق خود میداند آیین بزرگ کردنت را..


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: چهار شنبه 24 اسفند 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

همین

                                              

گاهی اوقات همینی که هستی دوست دارم

وگرنه بهتر از این را همه دوست دارند...

 

 


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: شنبه 20 اسفند 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

بخند هستی من!

 

"لبخند" تصویر زیبایی از بودن توست

بودنت را همیشگی کن!!!!


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: پنج شنبه 18 اسفند 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

خیال

تا دوباره دیدنت...
این رختخواب را "وارونه" خواهم خوابید!
...
"خیانت" است به تو!
سر بر کنار "
خیالت" گذاشتن


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: سه شنبه 25 بهمن 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

دل نوشته

همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت..

آنکه در خواب نرفت

چشم من و فکر تو بود...


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: سه شنبه 25 بهمن 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

پنجره

رو ب رو پنجره ای بود ک وا میکردی

بعد آهسته مرا نیز صدا میکردی

میکشیدی سرک و باغزلی ازحافظ

شبی از پنجره وشعر ب پا میکردی

تا کسی نشود آهنگ نفس های تورا

ورد میخواندی و آهسته دعا میکردی

باصدای نفسی شعر وشب وپنجره را

بامن و رهگذر و کوچه رها میکردی


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: یک شنبه 16 بهمن 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

دست نوشته های جوجه اردک زشت

 

گاهی آنقدر چشمانم برای دیدارت بارانی است...

اما

توانه

بیان احساس درمن

بازهم نهفته میماند

 

 


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: یک شنبه 16 بهمن 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

دوست دارم

 

اینقد تو رو دوست دارم ک هیچکسی کسی رو اینجوری دوست نداره

اینقد برات می میرم قد ی دنیا خوبی قد هزارتا ستاره

بی تو دلم میگیره وقتی تنها میشم کارم انتظاره

اینقد تو رو دوست دارم ک هیچکسی کسی رو اینجوری دوست نداره


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: یک شنبه 16 بهمن 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

انتظار دیدنت

تو ای رفیق جاده های بی کسی

و ای تبسم هلال ماه من

ب انتظار دیدنت

کنار برکه های بی سوار

تمام لحظه های ناتمام من

تمام میشود

ومن همان تبسم غریب یک نگاه منتظر

همیشه مانده ام کنار لحظه های بی کسی

ک یک غم نگاه اشنا

سکوت وخلوت مرا

ب وسعت تمام التهاب کوچه ها

پراز سرور می کند...


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: یک شنبه 16 بهمن 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

قفس

قفسم را مشکن

تو مکن آزادم

گر رهایم سازی ب خدا خواهم مرد

من ب زنجیر تو عادت دارم

بارها درپی این فکر ک در قلب توام

با تو احساس سعادت کردم

ب خدا خوشبختم

نويسنده: shadi تاريخ: یک شنبه 16 بهمن 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

کنارتو

 

 

نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری

بزار باور کنم امشب تو هم حال منو داری

نمـیدونـی چـه آشـوبـم ... از این آرامـش خونــــه
از ایـن رویــای شیرینی ... که میدونم نمی مـونــه

چقد این حس من خوبه ... همین که از تو میمیرم
همین که هر نفس امشب ... هوامو از تو میگیرم


ادامه مطلب
نويسنده: shadi تاريخ: چهار شنبه 30 شهريور 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

درباره وبلاگ

این بار ک ب دیدنم آمدی دستانت را روی قلبم بگذار تا بفهمی این دل بادیدن تو نمی تپد میلرزد...

نويسندگان

لينکهاي روزانه

جستجوي مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to shadijoon.LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.Com